معترضان هم بخشی ازملت اند
داستان اعتراضات مردم درسال های گذشته واعتراضات روزهای اخیر ونسبت ورفتارحکومت با چنین پدیده ایی که حقیقتا معطوف به کنش های انتقادی بخشی ازمردم ایران است . بی شباهت به داستان مثنوی معنوی مولوی نیست که می گوید: روزی مردی برای خود خانه ایی ساخت.و ازخانه خود قول گرفت که تاوقتی زنده است به او وفادارباشد وبرسرش خراب نشود .وقبل از هراتفاقی ،وی را اگاه کند .مدتی گذشت وترکی دردیوارایجاد شد .مردفورا با گچ ترک را پوشاند.بعد ازمدتی درجایی دیگر ازدیوار ترکی ایجاد شد وبازهم مرد با گچ ترک را پوشاند .این اتفاق چندین بار تکرار شدوروزی ناگهان خانه فرو ریخت .مرد با سرزنش قولی را که ازخانه گرفته بود به او یاد اوری کرد وخانه پاسخ داد هربار خواستم هشداربدهم وتورا اگاه کنم دهانم را با گچ گرفتی ومرا ساکت کردی.این هم عاقبت ان هشدارها !!!
داستان فوق بواقع قصه دردناک وتراژدیک جامعه امروز مااست که می تواند حقیقتا برای حاکمان این دیار عبرت اموز باشد مشروط به اینکه گوش شنوایی برای شنیدن خواستها وفریادها ی مردم مظلوم وستمدیده داشته باشند ودامان خود را با نقد ها ی منقدان ومخالفان هرچند هم تلخ ،سازگارنمایند. وبرملا شدن عیوب حکمرانی خود توسط مردم ،بفرموده امام صادق بمثابه هدیه ازجانب این بخش ازمردم تلقی نمایند وازان استقبال کنند.انوقت است که خواهند توانست ترک ها ی ایجاد شده در ساختمان نظام جمهوری اسلامی را بمثابه فرصت تلقی کرده و برای اصلاح وترمیم ان درجامعه که لحظه به لحظه رو به فزونی نهاد ه ،تدبیری راه گشا بیابند وبرعکس انچه تاکنون عمل شده است به منتقدان ومعترضان خود که درواقع اسیب ها وکاستی ها وترک های جامعه ونابرابری ها وتبعیض هارا برملا می کنند و به انها نشان داده ومی دهند ،نه تنها نباید انان را تنبیه کنند بلکه باید پاداش مناسب هم به نشان دهندگان ترک ها اعطا کنند . مشروط به اینکه میان ان تعداد از اقلیت اشوب گر ودیگر انسانهای محقق تفکیک قایل شده وهمه را با یک چوب نرانند .وهراینه با معترضان محق ویا افشا کنندگان فساد درخیلی از نهادها ودستگاه ها هم اعم ازعمومی ،دولتی وحاکمیتی ،برخورد ی ازجنس زندان وبازداشت و..روانمایند .متاسفانه درنظام جمهوری اسلامی ایران فرض براین است که حاکمان وصاحبان قدرت ازساحتی قدسی برخوردارند و بری ازخطا وبعضا هم گویی که معصوم اند. ازهمه مهمتر، نظامی مسقر را مقدس هم قلمداد می کنند .ازسوی دیگراین حاکمان هستند که معیار ومیزان حق ونیکی ودرستی اند وهرانچه که انان می گویند ومی کنند مطابق حق وراستی است وزمانی رفتار مردم حق است که با معیارها وارزش های حاکمان مطابق باشد.غافل ازاینکه تمامی ارکان نظام ازصدرتا ذیل ، منتخبان مردم اند واعمال وکردار وپندارانهاست که باید درترازوی قانون اساسی وقوانین مصوب مجلس ودرایینه موکلان سنجیده شود.به تعبیر دیگر این مقامات وصاحب منصبان وصاحبان قدرت هستند که اعمالشان با ید با معیارها وارزشها وقوانیین ومطالبات وخواسته های مردم سنجیده شود ونه برعکس ان که امروزه ساری وجاری است .واقعیت این است که حاکمان ما همانند قرون گذشته مردم را بمنزله گوسفند ویا رعیت قلمداد کرده وانتظار دارند که مردم بدون هیچ چون و چرایی ،ازانان تبعیت کنند.درحالی که همه مسئولان نظام وازجمله مقام رهبری مطابق مفاد مختلف اصول قانون اساسی ،منتخب ملت اند وچون ساحتی انتخابی دارند لاجرم وکیل مردمند و چون وکیل اند البته که باید به موکلان خوددرهمه سطوح پاسخگو باشند ونه برعکس ان .بنابراین اگراین فرض مبتنی برقانون اساسی را بپذیریم ،پرسشی که مطرح می شود این است که ایا حاکمان منتخب مجازند موکلان منتقد ومعترض به عملکرد خودرا ،به صرف اعتراض به سیاستها وعملکردها ، غیرایرانی وضد نظام وانقلاب وعامل بیگانه قلمداد کنند؟. انهم بدون اینکه چنین اتهامات وبرچسپ های ناچسپی ،دریک دادگاه صالح وبی طرفی بصورت علنی وازاد ونه تحت فشار وشکنجه ونگهداری درسلول های انفرادی و بدور ازنورافتاب و.... به اثبات رسیده باشد ؟.بفرض هم که بعضی قدرت های مثل امریکا و...ازحرکت های اعتراضی معترضان دفاع کنند ویا ابراز خوشنودی نمایند ایا حمایت انها که بیشتر ریشه در دشمنی جمهوری اسلامی با امریکا وبالعکس دارد می تواند دلیل محکمه پسندی برای طرح چنین مدعیاتی درمحکومیت معترضان قلمداد گردد ؟. پرسش دیگر اینکه اگرمردم ایران به هردلیلی اعتراض به حاکمان خود داشته باشند و قدرت های خارجی هم بدلایل گوناگون ومنافع تجاوز کارانه خود جانب معترضان را بگیرند. ایا حاکمان نباید صدای معترضان را بشنوند ؟ .و ایا به صرف متهم شدن انان به قدرت های بیگانه، بایدبا پاسخی چون سرکوب وزندان ودیگر محرومیت ها مواجه شوند ؟ .بفرض که بپذیریم که دولت عربستان هم بنا به نظرحاکمان نظام ،بخشی ازمردم ما را فریب داده و انان را علیه نظام جمهوری اسلامی به اعتراض واداشته اند. بفرض که دخالت عربستان هم تاحدی مقرون به حقیقت باشد . ایا نفوذ وحضورعربستان درایران وبرانگیختن مردم ایران علیه نظام جمهوری اسلامی ایران ،با وجود برخورداری این نظام ازدووزارت اطلاعات ودو ارتش و سازمان بسیج ده میلیونی و نیروی انتظامی چند صد هزارنفری و نهادهای کوچک اطلاعاتی وامنیتی دیگر ونهادهای فرهنگی رنگارنگ با صرف چند ده هزارمیلیارد تومان اعتبار سالانه و... ،نشانه عملکرد ضعیف نهاد های فوق ونظام جمهوری اسلامی است؟ یا تحریکات خارجی ومردم ..؟ .مضافا اینکه ایا درمواجه با این اعتراضات چه درگذشته وچه امروز، ویا اعتراضاتی که ممکن است دراینده اتفاق بیفتد نباید برای یکبارهم که شده بجای جمع کردن خشونت امیز این اعتراضات وپاک کردن صورت مسئله ونه حل مسئله ، به واکاوی وریشه یابی چنین حوادثی مبادرت گردد؟ وبه ان بخش ازاعتراضات که حق است بدون توجه به کمیت ان ،بصورت جامع رسیدگی شود ودرنهایت راه حلهایی برای ان تدبیر گردد؟.یا اینکه جمهوری اسلامی قدرت اقناع کنندگی مردم را ازدست داده وتنها با ابزاربازداشت وسرکوب وزندانی کردن مردم می تواند با حوادث برخوردکند .سئوالی که مطرح است این است که ایا نباید ریشه ها وعلل موجده چنین اعتراضاتی را که می تواند ناظر به عملکرد بخش های مختلف حکومت باشد مورد بررسی قرارگیرد؟ و بصورت شفاف وبدون ملاحظه ومستثنی نکردن هیچ یک ازنهادها وسازمانها اعم ازدولتی وحاکمیتی ،مراتب را رسیدگی وسهم وتقصیر هریک از نهادها ومراجع ودستگاها وارکان مختلف نظام که با عملکردشان موجبات این حوادث شده اند معین گردد وبجای بازداشت وبرخورد یکسویه با معترضین که درواقع معلول عملکرد مجموعه ارکان مختلف نظام جمهوری اسلامی است باید با علت ها که ریشه درعملکرد مجموعه نظام دارد برخورد شود ونه با معلول های ان که قربانیان عملکرد ناقص وناکارامد چنین نظامی گردیده اند . مضافا اینکه عوامل اصلی ذی مدخل درچنین حوادثی هم باید به مردم معرفی و ازمسئولیتهای ومناصب خود عزل شوند. واز متهم کردن معترضان به انسوی مرزها ،بدون اینکه چنین اموری دریک محکمه صالحه احراز واثبات گردد اجتناب شود وطوری نشود که مردم ومعترضان را با دست خود بدامن دشمنان خارجی سوق دهیم . مهمتر اینکه چرامسئولان نظام باید هرنوع انتقاد ومخالفت با نحوه مدیریت بعضی از مسئولان را بمنزله مخالفت با اسلام ونظام وانقلاب ورهبری قلمداد نمایند؟وکاری بکنند که بخش های زیادی ازمردم با برچسپ های رنگارنگ بصورت مستمر ازقطارانقلاب پیاده شوند وبرقطاردشمنان این مرزوبوم سوارشوند . .پرسش اساسی دیگر این است که چرا مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران درمواجه با اعتراضات مردم درطول دهه های گذشته وامروز،غالبا بدون شناخت و یافتن ریشه ها ی درخت این اعتراضات وبازنمایی جوانب مختلف چنین پدیده ایی ،بدون کمترین تحقیق وواکاویی ، به داوری می پردازند و علل موجده ان حوادث راکه ناظر به سوءمدیریت ها وناکارامدی ها وفقر وبیکاری وفاصله طبقاتی وتبعیض ها ونابرابری ها درعرصه های مختلف است دراین داوری ها ملحوظ نظر قرار نمی دهند. وهمواره بصورت کلیشه ایی، پشت هراعتراض بحقی هم ،نقش قدرت های بیگانه واخیرا نقش عربستان سعودی را دراینه کدرشده حکمرانی خود جستجو می کنند وبا چنین برچسپ هایی ،معترضان را که غالبا ممکن است محق هم باشند با عامل بیگانه تلقی کردن ، صدای انها را مطلقا نشنیده بگیرند وبا تمام قدرت نظامی وامنیتی وسیاسی خود،این فریاد ها را خاموش کنند وبا این توجیه کلیشه ایی به خود شان اجازه دهند که این قبیل اعتراضات را سرکوب و..نمایند
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی ۱۳۹۶ساعت 23:26 توسط محمد علي مشفق
|
برچسب:
نویسنده: آدرین نصیری
تاريخ: شنبه
14 بهمن
1396 ساعت: 21:08